همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۱۳
برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!
طوفان سندی
هوس میکنیم آخر هفتهای بیرون برویم که متوجه میشویم همهٔ خطوط حمل و نقل قرار است از ساعت شش بعد از ظهر تعطیل شود. پیاده به بوستان مرکزی میرویم تا کمی در هوای پاییزی حافظ بنوشیم. کمی که حافظ خونمان به حد طبیعی برمیگردد قصد بازگشت میکنیم. جلوتر از ما صدای داد و بیداد میآید. دوچرخهسواری دا...
همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۱۲
برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!
مسجد
هنوز هم آنقدر نیویورک جای ندیده زیاد دارد که باید رفت و دید. تصمیم میگیریم سری به پایینشهر بزنیم. پایینشهری که برخلاف باور ایرانی ما گرانتر و پرطمطراقتر از بالای شهر است. سوار مترو که میشویم هوس میکنیم سری به کوئینز، حومهٔ شرقی نیویورک بزنیم. از خط A وارد ایستگاه چهل و دوم میشویم. پیاده از...
همسفر شراب (سفرنامهٔ امریکا) - فصل ۱۱
برای خواندن متن به ادامهٔ مطلب مراجعه نمایید!
بوستان مرکزی
فشار درسها و جدید
بودن همه چیز برایم کافی است که تصمیم بگیرم آخر هفتهها را خوش بگذرانم. نیویورک
هم به اندازهٔ کافی جاذبهٔ گردشگری دارد. هدف اول بوستان مرکزی یا سنترال پارک است.
باید ده دقیقهای پیاده تا خیابان صد و دهم برویم و بعد از آن به سمت شرق به
خیابان بوستان مرکزی برسیم. هوا هنوز چی...